تبلیغات و هنوز تنها تویی که نگاه می کنی و من ز شوق می میرم تولدت مبارک ماه ترین و دیگر عرضی نیست
ادامه مطلب
سلام عزیزترینم از قاصدک شنیدم حال شما خوب است . از حال من گر بپرسید ... حال من خوب است ، هوا خوب است و عشق نیز خوب است. دیروز تمام کوهستان را بدون شما قدم زدم ، عطری آشنا آنجا می وزید انگار که از آن روزی هنوز شبی نگذشته است . نسیم عطرتان به من می خورد و قصه ی دو نگاه را زمزمه می کرد ، همه سکوت بودند. هوا ، هوای شما بود و من تا توانستم نفس کشیدم . مهربانترینم !! هنوز صدای نازتان آنجا می پیچید و فضا را مثل آغاز عاشقانه کرده بود . قدم می زدم آرام و آرام آهسته آهسته کوهستان پنجم ، ششم . هفتم ، چهارم ، سوم غربی ، سوم شرقی و..... تمام کوهستان را قدم می زدم بدون شما اما همه نشانه از شما بود و من در کنارم ....
ادامه مطلب
حالا عاشقم دیگه عکس تو ، توی قاب خیال تازه نیست قابی که روزهاست خیره به تماشایش هستم هنوز معطر می شوم از نسیم یاد تو هنوز تازه می شوم از خیال ، خواب،خاطره... از تو و تا هنوز دوستت دارم حالا عاشقم ، چه زیبا ست تماشای چشمان تو همه ، نوشتن اسم تو زیر نور ماه ....ای ماه ترین حالا عاشقم .. حالا ... تازه ساعت به یادش افتاد دقیق شود!! وقتی به وقت دلتنگی بود . نه ، مثل همیشه نیست نوشته هایم اما تو را می بوییم و این عطر توست که مرا به نوشتن .....
ادامه مطلب
هر روز عید است ، از آن روز آشنایی روز ها همه بهار ، وقتی عاشق هم شدیم سه سال هست بهار مهمان است
ادامه مطلب
در کوچه پس کوچه های ذهن پریشانم نوایی از دور مرا آرامش می داد موسیقی سکوت تو ست که سال ها تنها به گوش می رسد در این شهر دور که جاده هایش همه ، در انتظار آهنگ قدم های تو ست من شهره ی تنهایی ام وجودم معمایی ست در ذهنشان بی آنکه بدانند گرچه تو دوری اما ... خاطرات تنهایی ام هرگز ز عطر تو خالی نیست !!
ادامه مطلب
وقتی نوشتم به صورت نامه ثبت شد سلام همیشه زیبا چه بهانه های قشنگی دارم که تو را همیشه در خیال حبس کنم . بانوی .... !! چه بد است با این همه واژه در ذهن هیچکدام را نتوان روی کاغذ آورد خوب که فکر می کنم می بینم که بزرگی این واژه ها هیچگاه روی کاغذ نمی گنجد پس شما را اینگونه می خوانم امشب بانوی مهربانم !! با این تفاوت مهربانی که من نوشتم از تمامی مهربانی هایی که نوشتند مهربان تر است. از شما چه پنهان چند شب پیش از مهربانی از با صفا بودنتان کلی با خدایم حرف زدم تا چند قدمی صبح و بعد مثل هر صبح در مسیری سبز ، با یک دعا ، دعایی از جنس نور که 912 روز از تولدش می گذرد . این نزدیکی نزدیک است بی گمان تا سلامی دیگر بیشتر دوستت دارم !!
ادامه مطلب
طلوع زیباست و چه زیباست طلوع عشق تو در قلب من که هرگز غروب ندارد ، حتی با غروب من
ادامه مطلب
فقط دارم بهت نگاه می کنم پس نمی نویسم .
ادامه مطلب